سفر ماجراجویانه ما به استانبول

۸ خرداد ۱۴۰۱

5 دقیقه زمان مطالعه

0 دیدگاه

من و دوستم بر آن شدیم که یک سفر بدون تور و لیدر و تنها با یک کوله پشتی و وسایل ضروری و جمع آوری یه سری اطلاعات به استانبول رو تجربه کنیم . پروازمون قشم ایر بود و از حدود دو هفته قبل رزرو کردیم. هاستل رو هم که در قسمت اسیایی ترکیه بود، از طریق سایت بوکینگ رزرو کردیم. حدود دو هفته برناممون این بود که چه جاهایی رو باید حتما ببینیم و از خط های مختلف مترو و بقیه سیستم حمل و نقل عمومی اونجا یه اطلاعات کلی بدست بیاریم.

سفر ماجراجویانه ما به استانبول 


من و دوستم بر آن شدیم که یک سفر بدون تور و لیدر و تنها با یک کوله پشتی و وسایل ضروری و جمع آوری یه سری اطلاعات به استانبول رو تجربه کنیم.

 پروازمون قشم ایر بود و از حدود دو هفته قبل رزرو کردیم. هاستل رو هم که در قسمت اسیایی ترکیه بود، از طریق سایت بوکینگ رزرو کردیم. حدود دو هفته برناممون این بود که چه جاهایی رو باید حتما ببینیم و از خط های مختلف مترو و بقیه سیستم حمل و نقل عمومی اونجا یه اطلاعات کلی بدست بیاریم. 


روز پرواز با حدود یک ساعت تاخیر از فرودگاه امام  حرکت کردیم و تا استانبول حدود سه ساعت تو هواپیما بودیم از همون ابتدا بهمون ابنات دادن که موقع ارتفاع گرفتن بخاطره اختلاف فشار  گوشمون نگیره  و تقریبا یک ساعت بعدشم شام بود. با اختلاف ساعت حدود دو ساعت از ایران نزیک نه شب در فرودگاه  اتاتورک فرود داشتیم.

از ایستگاه مترو داخل فرودگاه با گرفتن نقشه مترو و خرید استانبول کارت با کمک گرفتن از زبان انگلیسی و ترکی استانبولی دست و پا شکسته ایی که از کلاسای چند سال پیش یادم بود به قسمت اسیایی استانبول و هاستل رفتیم.  البته اکثرا انگلیسی متوجه نمیشدن ولی جوون ترها  خیلی بهتر صحبت میکردن. در قسمت رزروشن هاستل یه اقای ترک بود که اسم ما رو تو لیست رزروی ها پیدا نمیکرد و ما هم استرس که چه مشکلی پیش اومده! که ناگهان یه اقای ایرانی که اونجا کار میکرد نازل شد و قضیه حل و فصل شد.


روز اول صبح زود و بعد از خوردن یه صبحانه مفصل با مترو به مسجد سلطان احمد و ایاصوفیه رفتیم و بعد از یه گشت کلی و دیدن مسجد سلطان احمد و ایا صوفیه. مسجد ایا صوفیه ورودی چهل لیر داشت ولی مسجد سلطان احمد رایگان بود.  عکاسی کردن در مساجد ممنوع بود و همینطور به خانوما روسری و مانتو میدادن که داخل مسجد حجاب داشته باشن. معماری مسجد ایاصوفیه به دوران بیزانس و زمانی که استانبول پایتخت بود برمیگرده. 
  

چون قرار بود اون روز اکواریوم بریم فرصت نشد به اتشکده بریم. همینطور ما از بین کاخهای دلمه باغچه و توپکاپی ، دلمه باغچه رو انتخاب کردیم بنابراین از همون محله ایاصوفیه و از دفتر گردشگری و توریسم بلیط اکواریوم خریدیم و با سرویس رایگانی که در ساعت های مشخصی قرار داده بودن به اکواریوم رفتیم.


اکواریوم نزدیک فرودگاه اتاتورک بود. البته استانبول دو تا اکواریوم داره و این اکواریوم رو که بزرگتر هم هست، اکثرا بازدید میکنن. قسمت اولش یه سری ماکتهایی راجب به قطب شمال بود و بعد اکواریوم هایی که از شیشه های منحنی و به شکل دالان طراحی شده بودن دلفین ها هم در یک حوضچه بزرگ با دیواره های شیشه ای نگهداری میشدن. یکی از قسمتهای شلوغش محل نگهداری پنگوین ها بود و بعد وارد قسمتی میشدیم که همانند جنگلهای آمازون شبیه سازی شده بود گیاهان جنگلی و دمای هوا مانند امازون بود و اگر امازون بارانی بود، انجا هم بارانی مصنوعی شروع به بارش میکرد. در اخر هم محلی برای خرید پوسترها و عروسکهای برندهای مختلف مثل نشنال جغرافی در نظر گرفته بودن. تقریبا حدود دو تا سه ساعت بازید اکواریوم زمان میبرد. 

 

موقع دیدن اکواریم با یه زن و شوهر جوون اشنا شدیم که روز اخر سفرشون بود و میخاستن با کشتی، تنگه بسفور و پل بغاز رو بگردن به پیشنهاد اونا ما هم بلیط گرفتیم و بعد از اکواریوم واسه ناهار به خیابون استقلال رفتیم و اونجا ناهار و باقلوا و چایی خوردیم و یه گشتی هم تو مغازه ها زذیم. نزدیکای غروب سوار کشتی شدیم و تنگه بسفر رو که حدود سی کیلومتر بود طی کردیم. در شب و از داخل کشتی نمایی کلی و متفاوت از استانبول رو میشد دید که از چیزی در روز میدیدم زیباتر به نظر میرسید و در کل تجربه خوبی بود.

 

روز دوم ابتدا از کاخ دلمه باغچه در محله بشیکتاش با نمای زیبا و رو به دریا دیدن کردیم. این کاخ محل سکونت اتاتورک بوده و قبل از ساخت آن در کاخ توپکاپی سکونت داشتند. معماری بسیار زیبا و موزه ای از ظروف و سلاح ها و الات موسیقی جمع اوری شده بود. ورودی کاخ چهل لیر و در داخل کاخ عکس گرفتن ممنوع بود. 

بعد از اون هم به مرکز خرید زورلو که بعلت حضور اپ استور از بالا به شکل مادربورد طراحی شده رفتیم. قسمت بزرگی از پاساژ رو اپ استور تشکیل داده بود و انواع برندها رو میشد اونجا پیدا کرد. البته نسبت به مرکز خرید های معمولی قیمت ها بالاتر بود ولی برای یک برند مشخص در هر مرکز خرید قیمت ها یکسان بود. 


حدودای عصر هم از بشیکتاش به سمت سمت ببک حرکت کردیم،  ببک  از محله های  با کلاس استانبول هست که از شهر کمی فاصله داره و پاتوق تفریحی مردم استانبول هست. در کنار اسکله رستوران های زیاد و شیکی هست که انواع غذاها رو سرو میکنن مخصوصا غذاهای دریایی و ماهی طرفدارای زیادی داره یه پارک خیلی زیبا هم هست با درختای قدیمی و بلند بلوط که  پیاده روی رو خیلی جذاب میکنه . ببک در زبان ترکی به معنی کودک هست .

 

روز سوم رو از قبل برنامه ریخته بودیم واسه جزیره بیوک ادا. از اسکله کادیکوی سوار کشتی شدیم و اخرین ینی چهارمین جزیره از جزیره های پرنس رو پیاده شدیم . کشتی ها از صب تو ساعتهای مشخصی حرکت میکردن و اخرین کشتی ساعت هفت از جزیره برمیگشت که معمولا خیلی هم شلوغ بود. جزیره پر از توریست بود و بسیار دنج و زیبا ، اصلا ماشین اونجا دیده نمیشد و اهالی جزیره موتورهای کوچیکی داشتن که برای حمل و نقل استفاده میکردن. تقریبا نزدیک اسکله دور یه میدون کوچیک محل گرفتن کالسکه بود که دور جزیره رو میگشتن هر کالسکه صد لیر یا دویست هزار تومان هزینه داشت.

 

به خاطر سر بالایی و مسافت زیاد ما کالسکه رو به دوچرخه ترجیح دادیم البته این بدی رو هم داشت که هر جایی نمی ایستادن مثلا واسه دیدن مناظر و یا عکس گرفتن. همه خونه ها و اطراف پر از گلهای کاغذی و صورتی رنگ بود. تو جزیره دو تا کلیسا هست که یکی رو باید تو مسیر پیاده شد و یا با دوچرخه رفت و هزینه حدود چهل لیر ورودی داره و یکی دیگه که کلیسای سنت ماری هست و نزدیک اسکله و دسترسی بهش اسونه و از ساعت پنج به بعد میشه داخل رفت. بعد از گشت اطراف جزیره به دنبال رستوران گشتیم برای غذای معروف ترکیه یا همون اسکندر کباب . اونقدر رستوران بود که نمیدونستیم کدوم رو انتخاب کنیم و همشون منو به دست با ترکی یا حتی فارسی و عربی مردم رو دعوت میکردن به رستورانشون. البته رستورانهای خوبشون همیشه شلوغه و میشه تشخیص داد کجا غذای بهتری داره.


بعد از ناهار هم کنار ساحل قدم زدیم و مشغول عکس گرفتن شدیم ولی برای اینکه به شلوغی سرویس اخر برخورد نکنیم با کشتی ساعت شش به سمت اسکله کادیکوی برگشتیم.


روز چهارم سفر ما بیشتر به گشت گذار و خرید تو خیابون استقلال و دیدن برج گالاتا و موسیقی های خیابون استقلال گذشت البته از خوردن پیتزا های معروف یا پیده هم غافل نشدیم که البته مزه خوبی هم داشت. برج گالاتا که اخر خیابون استقلال هست رو تا ساعت هفت میشه بالا رفت و ما متاسفانه  چون اطلاعی نداشتیم خیلی اروم اومدیم و دیر رسیدیم و نتونستیم از بالا شهر رو ببینیم. و به محوطه پایین برج بسنده کردیم. پایین برج هم پر از رستوران و کافه و بستنی فروشی بود . و چون از نحوه جالب و خنده دار بستنی درست کردنشون  شنیده بودیم امتحانش کردیم. از اونجا قدم زنان خیابون استقلال رو میومدیم پایین و مرکز خریدها رو سر میزدیم. شبای خیابون استقلال هم که گله گله بندهای موزیک هستن که مردم رو دور تا دور خودشون جمع میکنن و اینقدر این فضا دوس داشتنی هست که گذر زمان حس نمیشه. تو این خیابون خیلی زیاد فارسی حرف میزنن و اکثرا ایرنی زیاده دیده میشه و اصلا حس اینکه تو یه کشور دیگه هستی و احساس غربت داشته باشی وجود نداره.

 

و در نهایت روز پنجم سفر ما به گشت و گذار و خرید در خیابون بغداد گذشت. این خیابون خیلی طولانی و سنگفرش شده از محله های باکلاس استانبول هست، که خیلی هم برای دوچرخه سواری مناسبه . انواع برند ها و لباسهای مجلسی شیک و زنونه رو خیلی راحت با تنوع زیاد میشه پیدا کرد حتی برندهایی که جاهای دیگه استانبول ندیده بودیم. البته از نظر قیمت هم نسبت به جاهای دیگه بالاتر بود. و مردم هم اگه سوالی یا کمکی نیاز داشتیم خیلی با روی باز بهمون جواب میدادن و سعی میکردن هر طور هست کمک کنن. البته یه اتفاق ناخوشایند هم برامون افتاد و  برخلاف اکثر ایرانی ها که در قسمت اروپایی شاهد سرقت و دزدی بودن ما گوشیمون رو از روی سهل انگاری تو یکی از مغازه ها جا گذاشتیم ولی خوشبختانه در حالی که نه انتن و نه اینترنت داشتیم وقتی برگشتیم تو همون مغازه لباس فروشی که جا مونده بود بهمون تحویل دادن و خاطره سفر ما بخیر و خوشی گذشت…! 

روز ششم سفر ما که روز پرواز بود به جمع کردن وسیله ها و خداحافظی از دوستانی که باهاشون تو هاستل اشنا شده بودیم  و از جاهای مختلفی مثل ازمیر و تونس و سوریه و …می امدن گذشت و البته کارکنان خوش برخورد هاستلی که ساکن بودیم .در نهایت با پرواز ترک به ایران برگشتیم. 

نویسنده: میترا نم نبات

نظرات

  • سوالات خود را در مورد سفر ماجراجویانه ما به استانبول در اینجا بپرسید.
  • قبل از مطرح کردن سوال، سوالات قبلی پرسیده شده توسط سایر مسافران را مطالعه کنید.
  • پاسخ سوال شما پس از پاسخدهی توسط تیم سلام پرواز، در وبسایت نمایش داده خواهد شد و به صورت پیامک به شما اطلاع رسانی می‌شود.
مشاوره و خرید تور