از قلب اروپا تا اولین شهر شرقی بوداپست

4 مرداد 1401

16 دقیقه زمان مطالعه

بدون دیدگاه

کشورهای اروپایی و شهرهای آن ها از لحاظ معماری و شکل ساختمان ها و خیابان ها و کوچه پس کوچه های شهرها شبیه یکدیگرند و همه زیبایی خاصی دارند ولی کشور مجارستان که در اروپای شرقی واقع شده و پایتخت آن بوداپست است ، به طرز دیگری زیباست و به دل می شینه ، نمی دونم چرا من در سفرم به بوداپست انقدر از این شهر خوشم اومد و مردم اون به دلم نشستن ، در اروپا راحت می شه به شهرهای مختلف در کشورهای مختلف سفر کرد و خیلی هم هزینه بر نیست ، سفر ما هم از آنجایی قرار شد به بوداپست باشه که من خیلی مرخصی نداشتم و تنها 3 روز می تونستم سر کار نرم و فصل شلوغ و پر گردشگری در وین اتریش بود و باید همه حضور می داشتیم .

کشورهای اروپایی و شهرهای آن ها از لحاظ معماری و شکل ساختمان ها و خیابان ها و کوچه پس کوچه های شهرها شبیه یکدیگرند و همه زیبایی خاصی دارند ولی کشور مجارستان که در اروپای شرقی واقع شده و پایتخت آن بوداپست است ، به طرز دیگری زیباست و به دل می شینه ، نمی دونم چرا من در سفرم به بوداپست انقدر از این شهر خوشم اومد و مردم اون به دلم نشستن ، در اروپا راحت می شه به شهرهای مختلف در کشورهای مختلف سفر کرد و خیلی هم هزینه بر نیست ، سفر ما هم از آنجایی قرار شد به بوداپست باشه که من خیلی مرخصی نداشتم و تنها 3 روز می تونستم سر کار نرم و فصل شلوغ و پر گردشگری در وین اتریش بود و باید همه حضور می داشتیم.

من و دوستم یه شب نشستیم و فک کردیم کدوم شهر اروپایی رو می شه توی سه روز دید و خیلی هم هزینه نکرد ، دوستم بوداپست رو پیشنهاد کرد چون برادرش قبلا اون جا درس و خونه و زندگی کرده بود خودشم خیلی رفته بود به این شهر مجارستان ، تصمیم بر این شد که بریم بوداپست پس از سایت بوکینگ دات کام من یه هتل رزرو کردم و بلیط اتوبوس خریدیم و دقیقا روز بعد از فینال جام ملت های اروپا 2016 که پرتغال فرانسه رو برد و قهرمان شد ، باید می رفتیم به سمت بوداپست.

جالبه هیچ وقت از یه کشور به کشور دیگه با اتوبوس نرفته بودم ولی می دونین که اتریش و مجارستان هم مرزن ، وین پایتخت اتریش تا پایتخت مجار یعنی بوداپست تنها 2 ساعت و نیم با اتوبوس فاصله داره مسیری که طی می کنین به قدری قشنگه که اصلا دو ساعت به نظر نیم ساعت می رسه ، دشت های سرسبز و طبیعت زیبایی داره ، کلا اروپا سبزه دیگه بهشم می گن ” قاره سبز ” .

ما روز دوشنبه حوالی ساعت 14 حرکت به بوداپست داشتیم ، باید می رفتیم میدان سوئدی های وین ( SCHWEDEN PLATZ  ( و سوار اتوبوس می شدیم ، ظهر خیلی گرمی بود و اتوبوس هم با تاخیر حرکت کرد ، بلیط اتوبوس نفری 16 یورو شد ، ما که گشنمون شد و رفتیم از مک دونالد اون جا که 24 ساعته هست ، غذا گرفتیم و خوردیم ، بالاخره سوار شدیم و حرکت کردیم ، خیلی اتوبوس داغونی بود اصلا یادم نمی آد که از کدوم شرکت بلیط گرفتیم ، تو ماه های ژوئن تا آگوست هوا در اروپا خیلی گرم و سوزانه و این اتوبوس هم کولرش درست کار نمی کرد ، خلاصه که سفرمون خوب شروع نشد ، اتوبوس هم کاملا پر نشده بود ، من که رفتم ردیف آخر رو قرق کردم و دراز کشیدم.

مسیر خیلی قشنگ بود ، من و دوستم هم کلی باهم حرف زدیم و برنامه ریزی کردیم برای این که ببینیم چه کنیم و چه نکنیم ، دوستم که آشنا بود با بوداپست من خیالم راحت بود و خیلی ذوق داشتم ، یکی از چیرایی که می خواستم برم تو بوداپست ببینم ، کازینوهای معروفش بود ، من علاقه ای به قمار و بازی های اون ندارم ولی دوست داشتم برم از نزدیک ببینم ولی متاسفانه تو اون زمانی که ما رفته بودیم کازینوهای بوداپست رو بسته بودن.

بوداپست در زبان مجاری ” بوداپشت ” تلفظ می شه ، بودا یعنی بالا و پشت یعنی پایین ، بوداپست به دو قسمت بالا و پایین تقسیم می شه که محله بودا در حقیقت بالا شهره و روی تپه هاست و به اصطلاح داون تاون یا همون مرکز شهر و محله های شلوغ در قسمت پشت یا پایین قرار دارند ، هر دو قسمت زیبایی خاص خودش رو داره ، در کل مجارستان کشور قشنگیه و همه شهراش ارزش دیدن داره ، اصلا می دونین که خیلی از فستیوال های بزرگ که دی جی های معروف مثل ” دی جی تیستو ” در اونا شرکت می کنند توی یکی از شهرهای ساحلی مجارستان برگزار می شن؟

 مجارستان عضو اتحادیه اروپایی و در حوزه شنگن هست ولی واحد پولی این کشور یورو نیست و فورینته ( Hungarian forint ) و این کشور و در کل کشورهای اروپای شرقی خیلی پیشرفته نیستند و اقتصاد ضعیفی دارند و بیشتر شهروندان این کشورا برای کار به کشورهای اروپای غربی مثل آلمان و اتریش و انگلیس میرن ، ولی با همه این وجود این کشور بسیار جای دیدنی داره و از توریستی ترین کشورهای دنیا است ، حمل ونقل عمومی بوداپست هم عالی بود با این که خیلی از قطارهاش قدیمی بود ولی راضی بودم ، بعضی از ایستگاه های این شهر به قدری در زیر زمین بود که توهم می گرفت آدم رو یاد فیلم آندر گراند می افتادم ، مثلا شما متروی تجریش رو دو برابر به زیر زمین تصور کنید ، دیدید ترسناکه ولی جالب بود ، من که پایین رو نگاه نمی کردم تا رسیدن به اون پایین می نشستم چون 5 و6 دقیقه ای تو راه بودیم ، مامورای مترو هم آماده ایستادن و بلیطارو چک می کنن ، قیمت بلیط و استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی در بوداپست خوب بود و در کاهش هزینه سفر کمک می کرد ، در کل همه چیز در مجارستان ارزون تر از اتریشه از پوشاک گرفته تا مواد غذایی ، در این سفر دوستم با یه تیر دو نشون زد ، هم مسافرتش رو اومد هم دندونش رو پیش دوستش که همین جا درس دندونپزشکی خونده بود و مطب زده بود ، درست کرد ، البته 200 یورو هم پیاده شد.

 
فورینت ، واحد پول مجارستان 

خوب بریم سراغ سفر ، ما حوالی ساعت 17 رسیدیم ترمینال و پیاده شدیم رفتیم سراغ هتلی که رزرو کردیم ، بعد از یک ساعت گشتن و پیاده روی آخر هتل رو پیدا کردیم ، چشمتون روز بد نبینه هتل نبود که ، شبیه خرابه های دوران عباسی بود ، ما که باورمون نمی شد این همونه که تو سایت عکساشو دیدیم ، کلی آدرس رو چک کردیم ولی دقیقا درست اومده بودیم ، من به دوستم گفتم که اصلا نمیام این جا ، خلاصه از اونجایی که برای کنسل کردن رزرو نیاز نبود پولی پرداخت کنیم همون جا و بدون این که وارد شیم ، رزرو رو کنسل کردیم ، این هم از اتفاق دوم بدی که بعد از اتوبوس بدمون برامون افتاد ، انگار قرار بود سفر پر زحمتی بشه و خوش نگذره ، بگذریم که من و دوستمم یه کمی با هم حرفمون شد ، بالاخره رفتیم یه مرکز خرید پیدا کردیم و آب گرفتیم و اینترنت اون جا وصل شدیم و دنبال هتل گشتیم و بالاخره ” هتل مرکیور ” ( MERCURE HOTEL ) رو رزرو کردم ، قیمتشم خوب بود ، سریع یه تاکسی گرفتیم و رفتیم هتل ، چه جای خوبی و چه هتل خوبی ، بعد از این که چک این کردیم ، رفتیم وسایلمون رو گذاشتیم تو اتاق و خیلی هم راضی بودیم از هتل ، انگار ورق یه دفعه برگشت و خوشی به ما رو کرد.

 
هتل مرکیور بوداپست خیلی عالی بود


منظره شهر از اتاق هتل


محله بودا از پنجره اتاق هتل مرکیور
 

اتاق من در هتل مرکیور بوداپست

هتلمون که خوب بود ، شهر خوبی رو هم برای سفر انتخاب کرده بودیم ، چه هوای خوبی بود ، وین از گرما آب پز می شدیم و تو بوداپست باد خنک و بارون خیلی دل انگیز بود ، بعد از این که دوش گرفتیم و یه قهوه خوردیم و یه استراحتی کردیم ، زدیم بیرون و تور لیدر منم که دوستم بود و می دونست کجا بریم که خوش بگذره ، اول رفتیم شام خوردیم و آبجو گرفتم و رفتیم تا کوچه پس کوچه های بوداپست رو کشف کنیم ، از یه محله سر درآووردیم که کلی پله می خورد بالا و می رسید به یه قلعه خیلی قشنگ ، شهر نسبت به جاهای دیگه اروپا خیلی زنده بود و ساعت 10 شب وسط هفته کلی توریست و اهالی خود بوداپست ریخته بودن بیرون داشتن تفریح می کردن و عکس می گرفتن. 

 
 بعد از کلی پله به اینجا رسیدم


این کلیسا بالای پله ها در یک میدان پر از جمعیت قرار داشت

بالا که رسیدیم منظره خوشگلی از رود دانوب رو می شد دید و اون طرف آب تو محله پشت ، پارلمان مجارستان که ساختمون معروفیه و خیلی هم زیبا ساخته شده قرار داشت و تو شب با نورپردازی زیبا می درخشید ، کلی اون جا نشستیم و نوشیدیم و عکس گرفتیم ، یکی دو ساعت او نجا بودیم بعد اومدیم پایین یه پارک خیلی بزرگ و خوشگل روبروی هتل بود و یه ساعتی هم اون جا نشستیم ،بعد رفتیم هتل که برای خواب حاضر شیم ، من که یه رنگ از وین گرفته بودم ، همون شب اول چون خوابم نمی برد گذاشتم رو سرم و موهام رو هایلایت کردم خیلی هم خوشگل شد البته با کمک دوستم. 


دورنمایی از پارلمان

روز اول سفر بد شروع شد و یه کم اذیت شدیم ولی خداروشکر به خوبی تموم شد و خوابیدیم ، روز دوم تصمیم گرفتیم بریم پارک آبی  ” آکوا آرنا ” ( AQUA ARENA  ) که تو گوگل سرچ کرده بودیم و یه کم بیرون شهر بود و حدود یک ساعتی فاصله داشت ، از خواب بیدار شدیم و من که عاشق صبحونه هستم زود دوستم رو بیدار کردم و رفتیم که صبونه رو بخوریم بزنیم بیرون ، صبونه های هتل و به خصوص قهوه هاش خیلی خوب بود ، من که روزی 6 تا قهوه می خوردم انقدر که خوشبو و خوش طعم بود ، غذاهای میز صبحانه هم که دیگه حرف نداشت ، بعد از صبونه اومدیم تو اتاق و حاضر شدیم که بریم شنا کنیم اتفاقا روز گرمی بود و جون می داد برای شنا و آب بازی ، مسیر رو از گوگل پیدا کردیم و با مترو و اتوبوس و قطار بین شهری به یه محله باحال رسیدیم ، جاش یه جوری مثل صحنه های فیلم ” واکینگ دد ” بود ، هیچ کی نبود ، من و دوستم و یه سوپری کوچولو ، از اون جا باید با اتوس شماره 54 می رفتیم تا برسیم به مقصد که پارک آبی بود ، از یه سری محله های خیلی سرسبز و خوشگل  رد شدیم من که محو تماشا شدم و نفهمیدم کی رسیدیم.

 
صبحانه هتل کامل بود و من عاشق قهوه هاش شدم

 
در راه رفتن به پارک آبی بوداپست


اینجا کاملا متروکه بود اون خانم هم با احتساب من و دوستم سومین آدم در این جا بود

وارد پارک آبی شدیم و خیلی بزرگ بود یه دنیایی بود برای خودش ، رفتیم که بلیط بگیریم ازمون پرسید که اگه دانشجوییم کارت نشون بدیم و تخفیف بگیریم ، چه قدر عالی ، ما هم کارتای دانشجویی رو نشون دادیم و 20 یورو تخفیف گرفتیم ، نفری 20 یورو دادیم و رفتیم که لباس عوض کنیم و بریم آب بازی ، پارک آبی خیلی خوبی بود به خصوص سرسره اصلیش که کلی هم باید راه می رفتی تا برسی ، ترسناک و هیجان انگیز بود ، از همه وسایلاش استفاده کردیم تمام سرسره هاش رو امتحان کردیم ، فقط یکی از سرسره ها که خیلی پیچ در پیچ بود آرنج دستم رو زخمی کرد ، هیجان انگیز ترین قسمت جایی بود که رفتم تو قیف بزرگی که شبیه یه دیگ بزرگ بود و دیگه در نمی اومدم ، خیلی ترسیده بودم و نفسم بند اومده بود ، بعدش رفتیم یه کم ریلکس کردیم و یه نوشیدنی خوردیم و آفتاب گرفتیم.

 
پارک آبی آکوا آرنا بوداپست

 
فضای بزرگ پارک آبی

 
سرسره هیجان انگیز پارک

قسمتی که می تونستیم بریم شیرجه بزنیم سه تا دایو داشت من از وسطی پریدم و فکر نمی کردم انقدر ارتفاع داشته باشه ، اون جا هم باحال بود ، از بازی و هیجان دست کشیدیم و رفتیم که بریم برای شنا و جکوزی ، البته استخری نداشت که بشه درست شنا کرد بیشتر تفریح و هیجان بود ، کافه و رستوران های داخل پارک هم خیلی خوب بودن ، ما از صبح که رفتیم دیگه تا آخر وقت موندیم و تفریح کردیم حسابی تخلیه انرژی کردیم و خسته شدیم ، تو راه برگشت تقریبا 40 دقیقه منتظر اتوبوس شدیم و فهمیدیم که باهمین اتوبوس می تونستیم به راحتی و مستقیم بیایم و این همه خط عوض کردن لازم نبود تازه ارزون ترم در می اومد برامون ، به هتل که رسیدیم من غش کردم یکی دو ساعت خوابیدم و بعد دوستم به زور بیدارم کرد و رفتیم که شام بخوریم ، من هوس کباب ترکی کرده بودم ، دوستم گفت یه کباب ترکی خوب سراغ داره ، رفتیم و خوردیم چقدرم خوشمزه بود ، در کل همه چی تو بوداپست بهتر بود حتی غذاها ، محله ای که هتل ما توش بود خیلی خوب و بود به همه جا دسترسی داشت با یه ترانوای به همه جا می شد رفت و مراکز خرید و رستوران دوروبرش بود ، ما هم که شکمو ، دیگه عشق و حال می کردیم.

یه سوپر مارکت بزرگ کنار هتل بود که خریدامونو از اون می کردیم ، روز آخر که من کلی خرید مواد غذایی کردم و بردم وین چون نصف قیمت بود ، یه رستوران کوچولو هم کنار هتل بود که بیشتر می رفتیم اون جا و غذاهای خوب و ارزون و با کیفیتی داشت ، صاحبشم یه خانوم مهربون بود ، روز سوم رفتیم محله ” پشت ” ( pesht ) که محله قدیمی بوداپست و اون طرف دانوب قرار داره ، کلی به گشت و گذار پرداختیم و بعد رفتیم تو یه بازار قدیمی که پر کافه بود ، ناهار رو اون جا خوردیم و خیلی هم چسبید ، یه برگر مخصوص گنده ، فک کنم 2 یا 3 کیلو تو اون چند روز چاق شدم ، روز سوم کامل توی محله قدیمی بودیم و از مرکز خریدا دیدن کردیم و کلی خوراکی خوردیم و من چند بسته سیگار برای همکارم که مجارستانیه و سفارش داده بود گرفتم چون قیمت سیگار تو مجارستان نصف اتریشه ، شبم برگشتیم و تو محله های اطراف هتل پرسه زدیم و آبجو خوردیم و کلی حرف زدیم و بعدشم هتل و خواب.

 
گشت و گذار در محله پِشت و خوردن بستنی گُل

 
برگر مخصوص و خوشمزه در بازار محلی محله پِشت بوداپست

 
پل ارتباطی دو محله در بوداپست


از این جا با ترن می شد بری به یکی از ارگان های دولتی ، این ترن مخصوص توریست هاست

روز آخر محله ” بودا ” رو گز کردیم و به جاهای خیلی زیبایی رسیدیم ، به بلندترین نقطه بوداپست رفتیم و منظره قشنگی از شهر و دانوب رو دیدیم ، تو راه برگشت هم با پسربچه های بوداپستی کمی فوتبال بازی کردیم و سر به سرشون گذاشتیم و تو یه پارک که وسایل بازی داشت به یاد بچگی تاب و سرسره بازی کردیم.

 
محله بودا در بوداپست

 
مجسمه ای در بلندای بوداپست

 
نمایی از رود دانوب از بالای محله بودا در بوداپست

 و رفتیم هتل که برای آخر شب به پیشنهاد دوستم به یکی از دیسکوهای معروف شهر که خیلی اسم در کرده بود ، آماده شیم ، برای ورود به این دیسکو دو ساعت تو صف وایسادیم ، از همه جای دنیا ملت ریخته بودن تو صف این دیسکو ، تجربه جالبی بود ، همه زبون و لحجه ای رو تو این صف شنیدم ، از عربی گرفته تا فرانسوی و هندی ، محله باحالی بود ، مردم بوداپستم مث ایرونیا خوش گذرونن و باحال و نمی ذارن به خودشون سخت بگذره ، بالاخره بعد از دو ساعت رفتیم تو و ساعت 1 شب بود ، برخلاف اون همه تعریف من خیلی حال نکردم با این کلاب ، خیلی باحال بود ولی خیلی شلوغ بود اصلا نمی شد جُم خورد ، من به دوستم گفتم نمی خوام بمونم ، یه نوشیدنی گرفتیم رفتیم طبقه بالا که خلوت تر بود نشستیم و با دو تا پسر مکزیکی هم صحبت شدیم ، بعد از ساعتی دیگه خسته شدیم و برگشتیم هتل ، موقع پیاده شدن دوستم حساب کتاب کرد و دید راننده 20 فورینت کم داده و بهش گفت و راننده که فک کرد ما نفهمیدیم جا خورد و عذرخواهی کرد و رفت ، خلاصه همه جا کلاهبرداری هست ، فک نکنین که اروپا مدینه فاضلست ، اومدیم هتل و خوابیدیم و قبل خواب چمدونارو آماده کردیم برای فردا ، دوستم اینترنتی بلیط اتوبوس رو از شرکت فلیکس باس ( Felix Bus ) خرید و شد 35 یورو وخوابیدیم.

روز آخر بعد از این که صبونه رو خوردیم رفتیم تو شهر یه کم چرخیدیم و یه کم خرید کردیم و برگشتیم که برای رفتن حاضر شیم ، بعد از این که چک اوت کردیم ، رفتیم به سمت ترمینال که کمی دور بود از هتل ، دلم گرفته بود چون خیلی خوش گذشته بود و دوم این که فداش باید می رفتم سر کار و باید به زندگی واقعی بر می گشتیم ، درس و کار ، خیلی خوش گذشت ، خلاصه یه ساعتی توی ترمینال بودیم و بعد سوار اتوبوس شدیم ، این سری دیگه با اختیاط شرکت اتوبوسرانی رو انتخاب کردیم ، شرکت فلیکس باس ، کلا خیلی خوبه و به همه شهرهای اروپایی سرویس داره ، اتوبوس شیک و تمیز و مجهز به تهویه مطبوع و اینترنت وای فای مجانی و همین طور پریز برق بود ، چی بهتر از این می تونست باشه ، من تا خود مرز اتریش سریال مورد علاقه کره ایم رو دیدم.

اروپا قاره سبزه و همه شهراش قشنگن ولی یه سری از شهرای این قاره خیلی خوشگل ترن و فرهنگ مردم اونا به ایرونیا نزدیک تره ، مثل مجارستان و کلا اروپای شرقی ، همین طور جنوب ایتالیا و فرانسه و اسپانیا ، یونانی هام که دیگه مث ایرونیان ، اگه قصد سفر به اروپا دارین مجارستان رو از دست ندید ، هم مقرون به صرفه و هم بسیار زیباست.

نویسنده : صنم نصیری

نظرات

  • با ارسال نظر،‌در بهبود کیفیت محتوای بلاگ سلام پرواز سهیم باشید.
  • نظرات شامل الفاظ رکیک، توهین، و محتوای تبلیغاتی تایید نخواهند شد.
  • نظر شما پس از تایید توسط تیم سلام پرواز، در وبسایت نمایش داده خواهد شد و در صورت ارسال پاسخ به صورت پیامک به شما اطلاع رسانی می‌شود.
مشاوره و خرید تور